تاریخچه اسپیرولینا

تاریخچه اسپیرولینا:
اسپیرولینا، سیانوباکتری که معمولا به عنوان جلبک سبز – آبی شناخته می شود ، یکی از قدیمی ترین شکل های حیات روی زمین است.
در قرن شانزدهم، زمانی که مهاجمان اسپانیایی مکزیک را فتح کردند متوجه شدند که آزتک های ساکن دره مکزیک در پایتخت تنوچتیتلان در حال جمع آوری غذایی جدید و ناشناخته از دریاچه هستند.
تاریخ نگاران اسپانیایی، ماهیگیرانی را با تورهای خوب توصیف می کردند که این جلبک های سبز – آبی را از تالاب ها جمع آوری کرده و از آن کیک سبز – آبی درست کردند. افسانه های دیگر می گویند دوندگان آزتک در ماراتن های خود اسپیرولینا مصرف می کردند. از این جلبک های سبز – آبی طبیعت شناسان تا پایان قرن شانزدهم یاد کرده اند اما بعد از آن دیگر خبری نبود که احتمالا نشان دهنده از بین رفتن دریاچه هاست ، زیرا آن ها برای توسعه شهری و کشاورزی دریاچه ها را تخلیه می کردند. تنها باقی مانده امروزی، دریاچه تکسکوکو، هنوز دارای جمعیت جلبک اسپیرولینای زنده است.
اهالی کاننبو در امتداد سواحل دریاچه چاد زندگی می کردند و جلبک ها را در گلدان های سفالی جمع آوری می کردند، سپس آب اضافی آن را از طریق پارچه ها می گرفتند و جلبک ها را در ساحل شنی دریاچه پخش می کردند تا در آفتاب خشک شوند. جلبک های نیمه خشک شده به صورت مربع های کوچک بریده می شدند و به روستاها منتقل می شدند و آن ها جلبک ها را روی حصیر در آفتاب کامل خشک می کردند. زنان این جلبک های خشک را برای فروش به بازار محلی می بردند. زنان این جلبک های خشک را که به آن دیهه می گفتند خرد می کردند و با سس گوجه فرنگی و فلفل مخلوط می کردند و روی ارزن، لوبیا، ماهی یا گوشت می ریختند و حدود 70 درصد اهالی کاننبو در وعده های غذایی خود می خوردند.
زنان باردار مستقیما این پودر های خشک شده را می خوردند زیرا معتقد بودند که رنگ تیره جلبک، نوزاد متولد نشده آن ها را از چشم جادوگران محو می کند.
علاوه براین اسپیرولینا به عنوان ضماد خارجی بر ای درمان بیماری های خاص استفاده می شد.
کشف مجدد اسپیرولینا بعد از قرن شانزدهم که به فراموشی سپرده شده بود:
در سال 1940، یک فیزیولوژیست فرانسوی بنام دنجرد گزارشی در مورد مصرف دیهه توسط مردم کاننبو در نزدیکی دریاچه چاد منتشر کرد. همچنین خاطر نشان کرد که همین جلبک در دریاچه های زیادی در دره ریفت در شرق آفریقا وجود دارد و غذای اصلی فلامینگوهایی که در اطراف آن دریاچه ها زندگی می کردند بود.
25 سال بعد در طول 1964-1965 یک گیاهشناس بلژیکی بنام جین لئونارد، گزارش داد که در بازار های بومی فورت لامی در چاد کیک های خوراکی سبز رنگ عجیبی به فروش می رسد. وقتی محلی ها گفتند این کیک ها از مناطق نزدیک دریاچه چاد آمده اند، لئونارد ارتباط بین جلبک ها و کیک های خشک فروخته شده در بازار را تشخیص داد.
در سال 1967، اسپیرولینا به عنوان "منبع غذای شگفت انگیز" شناخته شد. تجزیه و تحلیل ارزش غذایی اسپیرولینا درصد پروتئین فوق العاده بالایی ( در حد 60-70 درصد وزن خشک آن ) را نشان داد.
این داده های اولیه برای راه اندازی بسیاری از پروژه های تحقیقاتی برای اهداف صنعتی در دهه 1970 کافی بود، زیرا میکروارگانیسم ها در آن زمان مستقیم ترین مسیر برای رسیدن به پروتئین های ارزان قیمت به نظر می رسیدند.
در همان زمان که لئونارد اسپیرولینا را در آفریقا دوباره کشف کرد، شرکتی بنام سوسا تکسکوکو درخواست کرد تا جلبک اسپیررولینا را در دریاچه ای که در نزدیکی مکزیکوسیتی واقع بود بررسی کنند. در نتیجه اولین مطالعه سیستماتیک و دقیق در مورد مورفولوژی و فیزیولوژی اسپیرولینا انجام شد. این مطالعه که بخشی از پایان نامه دکترای زاروک بود، مبنایی برای تاسیس اولین کارخانه تولید اسپیرولینا در مقیاس بزرگ بود.